به یک دختر خانم
به یک دختر خانم جـــــوان و تحصیلکرده مســـلط به زبان فرانسه, خوش برخورد و خوش بیان با ظاهری آراسته و آشنا با موسیقی کلاسیک و تبحر در نواختن پیانو , جهت نظافت منزل نیازمندیم
| +| نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 و ساعت 11:18 توسط خودش |
خیلی بامزه است
دو تا گوجه فرنگي دعوا ميگرفتن يه گوجه سبز ميره جداشون كنه ميگن سيد تو دخالت نكن
| +| نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 و ساعت 11:17 توسط خودش |
اين تيكه ها رو داشته باشين
يكي خوابش سنگين ميشه تختش ميشكنه. بعد كه از خواب ميپره دستش ميشكنه . فرداش از مرحله پرت ميشه پاش هم ميشكنه. ميزنه به سرش سرش هم ميشكنه. همون يارو خودش رو ميزنه به اون راه گم ميشه. كلي اعصابش خوردميشه نوار خالي گوش ميده. بعد ميخوره زمين؛ هوا ميره؛ نميدوني تا كجا ميره. روز بعد ميخوره به ديوار كمونه ميكنه. بعد از اين همه اتفاق بي هوا از خونه ميره بيرون خفه ميشه خلاصه سر كاري بدبخت
| +| نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 و ساعت 11:16 توسط خودش |
لطیفه4
يه روز يه ترکه با دوست دخترش ميرن تو پارک و مي شينن روي صندلي. 2 دقيقه بعد باباي دختره مياد. دختره به ترکه مي گه حالا چيکار کنم. ترکه مي گه ناراحت نشو به بابات بگو من داداشتم
| +| نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 و ساعت 11:15 توسط خودش |
پرسيدم : عشق چيست ؟
گفت : آتشي است . گفتم : مگر آن را ديده اي ؟ گفت : نه در آن سوخته ام...
| +| نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 و ساعت 11:14 توسط خودش |
من ميگم ... تو ميگي ...
من ميگم عاشقي سخته تو ميگي سختيش رو تخته من ميگم پاهاتو وا كن تو ميگي تا دسته جا كن من ميگم واسم عزيزي تو ميگي اون تو نريزي من ميگم دلم هلاكه تو ميگي لا پام يه چاكه من ميگم دوريت منو كشت تو ميگي چه سخته از پشت من ميگم كاندوم نداري تو ميگي زود درنياري
| +| نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 و ساعت 11:13 توسط خودش |
آشنايي با کاربردهاي مهم اس ام اس،يا پيام کوتاه
فرستادن جوک" يه روز يه يارو مي ره سربازي... دور کلاش قرمزي !!! " ¤ جلوگيري از خشونت بدهکار محترم،" اگر اينجا بودي خرخرتو مي جويدم" ¤ پيغام هاي عاشقانه" عزيزم! قبل از خواب به ياد من مسواک بزن " ¤ اطلاعات رساني "(سرجلسه امتحان) جيم درسته الاغ!! " ¤ پيغام هاي اورژانسي" سر رات دو تا نون بربري بخر
| +| نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 و ساعت 11:12 توسط خودش |
دنبال 3تا چيز ندو
1-مترو 2- اتوبوس 3-دختر چون هر 10 دقيقه يکيش مي ياد
| +| نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 و ساعت 11:12 توسط خودش |
امروز 4شنبه است
امروز ۴شنبه است براي غافلگير كردن اموات صلوات
| +| نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 و ساعت 13:34 توسط خودش |
شیشه ی دل
شیشه ی دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست این دل با نگاهی سرد پرپر می شود
| +| نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 و ساعت 13:32 توسط خودش |
عاشق باروني
عاشق باروني ولي وقتي بارون مياد چتر رو سرت مي گيري ميگي عاشق برفي ولي از يه گوله برف مي ترسي ميگي عاشق پرنده اي ولي اونو تو قفس زندوني مي کني انتظار داري نترسم وقتي ميگي عاشقتم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
| +| نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 و ساعت 13:31 توسط خودش |
يه چيزيه مثل همين
با دستات يه پروانه ميگيري ، ميخواي ببيني زنده است يا نه انگشتاتو باز ميکني ، فرار ميکنه ، محکم ميگيريش ميميره. دوست داشتنم يه چيزيه مثل همين
| +| نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 و ساعت 13:30 توسط خودش |
سازمان تبليغات اسلامي امريكا
سازمان تبليغات اسلامي امريكا اعلام کرد : جمعه ها مراسم نوحه خواني شهداي 11 سپتامبر برگذار ميگردد ، مکان مهديه واشنگتن با حضور مداحان ارجمن حاج مايکل جکسن و حاجيه خانم جنفير
| +| نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 و ساعت 13:29 توسط خودش |
زیاد جالب نیست
پسر:دوست دارم
دختر:خفه شو
پسر:عاشقتم
دختر:خفه شو
پسر:ميميرم برات
دختر:خفه شو
پسر:زن من ميشي؟؟
دختر:جدييميگيييييييي؟؟؟؟
پسر:خفه شو
| +| نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 و ساعت 13:27 توسط خودش |
عشق با روح شقایق زیباست
عشق با روح شقایق زیباست عشق باحسرت عاشق زیباست عشق با نبض دقایق زیباست عشق با زهر حقایق زیباست عشق با در حسرت دیدار تو بودن زیباست
| +| نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 و ساعت 13:24 توسط خودش |
آنگاه که با دستانت
آنگاه که با دستانت واژه ي عشق را بر قلبم نوشتي سواد نداشتم اما به دستانت اعتماد داشتم .حال سواد دارم اما ديگر به چشمان خود اعتماد ندارم
| +| نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 و ساعت 13:23 توسط خودش |
وقتي نگاهم ميكرد
وقتي نگاهم ميكرد تمام وجودم مي لرزيد تنها كسي بود كه مرا اينگونه عاشق كرد دلم مي خاست بدونه كه چقدر دوستش دارم اما او هميشه بامن سردو رسمي بود. به خاطرش به علاقه خيلي ها پشت كردم اما بازهم........ يك روز به هم برخورد كرديم ازم دعوت كرد احساس خوبي داشتم اونروز خيلي حرف زديم اما اينبار هم سردو رسمي........ سالها گذشت درسمان هم تمام شد اخرين باري بود كه مي ديدمش يعني ميدانستم كه اين اخرين بار است اخرين حرف ما فقط يه نگاه بود ...... و دراخر گفت خدانگهدار......
| +| نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 و ساعت 10:59 توسط خودش |
ای گیسوی پریشان!
ای گیسوی پـریشان که بـر شانـه های مرمرین فــرو ریخته ای، ای حلقه هـای عـطرآگین و مـواج، امـشب می خواهم شما را آشفته تر کنم تا بستر عشق را از خاطره ی شما به پا کنم.
| +| نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 و ساعت 10:58 توسط خودش |
لطیفه 3
یه بسیجیه از دهات پا میشه میاد تهران، به یک دختر خوشگل میرسه، میگه ببخشید خواهر، این دوست دختر که میگویند شمایید؟
| +| نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 و ساعت 10:55 توسط خودش |
جالب
ميدانيد كه: كوكا كولا در اصل سبز رنگ است!! عمومي ترين نام جهان محمد است!! اسم قاره ها با همان حرفي كه آغاز ميشود پايان ميابد!! شما نميتوانيد با حبس نفستان خود كشي كنيد!! محال است آرنج دستتان را بليسيد!! وقتي عطسه ميكنيد مردم به شما عافيت باش ميگويند چون قلب شما به مدت يك ميليونيم ثانيه ميايستد!! خوكها به دليل فيزيك بدني قادر به ديدن آسمان نيستند!! فندك قبل از كبريت اختراع شد (hala alan arenjeto hey lis nazan!!!)
| +| نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 و ساعت 10:54 توسط خودش |
شرکت نوکيا
شرکت نوکيا براي رفاه حال اس ام اس نويسان محترم ايراني يک گوشي جديد طراحي کرده که با فشردن تنها يک دکمه مي نويسه "يه روز يه ترکه
| +| نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 و ساعت 10:52 توسط خودش |
عميق ترين درد زندگي
عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلكه نداشتن كسي است كه الفباي دوست داشتن رو برات تكرار كند و تو از اون رسم محبت را بياموزي
| +| نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 و ساعت 10:50 توسط خودش |
افسوس
ميگفتی تا آخر دنیا باهاتم حالا میفهمم که چرا همش میگفتی دنیا دو روزه
| +| نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد 1385 و ساعت 13:58 توسط خودش |
لطیفه2.2
به يه شيخه مي گن 2ّّ×2 چند مي شه ميگه هر چي خدا بخواد
مارمولکه ميره مشهد مي شه مشمولک.
ميره مکّه مي شه حاج مولک.
ميره قزوين مي شه انگولک
| +| نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد 1385 و ساعت 13:57 توسط خودش |
بد نــــــيست
اگر کمي به هم فکر کنيــــــــم در بحبوحه خنده به غم فکر کنيم بد نــــــــيست اگرخانه ما سيماني اســـــــــت به خشت و گل و نفوذ نم فکر کنيم هر وقت زيادمان دلي ميشکـــــــــــــــــند بد نــــــــيست که يک لحظه به هم فکر کنيم من عاشق و تو هر که در اين عصر غريب بد نيست اگر کمي به هم فکر کنيم
| +| نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد 1385 و ساعت 13:55 توسط خودش |
عشق از ديد دوست دختر
عزيزم تو كه عاشقمی پس چرا هزينـــــــه جراحی دمـــــاغمو نميدی ؟! واسه ناهار هم بريم سورنتو ... ناديا و دوستشم ميان .... دوست ناديا واســـش يه ماتيز گرفته ! تو حتی حاضر نيستی واسه مــن كه اينهمه دوستت دارم يه پرايد بخری ؟! ( جمله عاشقانه : عزيزم گوشی سونی ميخوام ... راستی دوستت هم دارم! )
| +| نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد 1385 و ساعت 13:53 توسط خودش |
تو خوبی
to khobi to zerangi to asali to ba hoshi to ey vali to khobi to nazi.............baste dige az joloye ayneh beram kenar
| +| نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385 و ساعت 17:39 توسط خودش |
يه روز تو رو تو كوچه ديدم
يه روز تو رو تو كوچه ديدم و عاشقت شدم....فرداش تو خيابون ديدمت و ديوونت شدم...... امروز تو اتوبان ديدمت خدا آخر و عاقبتم و به خير كنه! عجب 206ي هستي
| +| نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385 و ساعت 11:38 توسط خودش |
اگه يار من تو باشي
اگه يار من تو باشي کسي رو ديگه نمي خوام کاش همه کسم تو باشي من فقط همينو مي خوام دوست دارم که توي عشقت بسوزم تا که فنا شم دوست دارم که با تو باشم اسير دو تا چشات شم دوست دارم که زندگيمو بريزم به زير پاهات دوست دارم که با نگاهت عقلمو بدي تو بر باد
| +| نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385 و ساعت 11:37 توسط خودش |
شاخه گل برات ميفرستم
شاخه گل برات ميفرستم...? تا طبيعي و يکي مصنوعي...يه نامه روش ميذارم که توش نوشته...تا خشکيدن آخرين شاخه ي گل دوستت دارم
| +| نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385 و ساعت 11:37 توسط خودش |
دوسِت داشتم ولی هرگز نگفتم
دوسِت داشتم ولی هرگز نگفتم نگفتــم تـا ز چشــــم تـو نیفتـم نگفـتـم تــا نــدونی عاشـــقم مــن نـدونی بعــدِ تــو از پـا می افتـم خیــال کـردم اگـــه روزی بـــدونی می ری شعر جدایی رو می خـونی می ری تنها میشم با بغض و گـریه تــوی شهــــر و دیـــار بی نشــونی-مهربونترين مهربون
| +| نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385 و ساعت 11:35 توسط خودش |
آنکس که مي گفت
آنکس که مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من آمده باشد رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان آوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم
| +| نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385 و ساعت 11:35 توسط خودش |
اگه يه روز بغض گلوت
اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد ؛ ...خبرم کن ... بهت قول نميدم که ميخندونمت .ولی می تونم باهات گريه کنم ...اگه يه روز خواستی در بری ...حتماً خبرم کن ،قول نميدم که ازت بخوام وايسی .اما می تونم باهات بيام ...اما اگه يه روز سراغم رو گرفتی ...و خبری نشد ...سريع به ديدنم بيا ...احتمالاً بهت احتياج دارم
| +| نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد 1385 و ساعت 13:5 توسط خودش |
عشق يعني فوتبال...
اگه يه نفر وارد غشق دو نفر بشه، آفسايد ميشه. اگه يه نفر به ديگري توهين كنه، خطا ميشه، كارت زرد ميگيره! اگه يه نفر به ديگري خيانت كنه، كارت قرمز ميگيره، بايد از بازي بره بيرون!!! دو نيمه هم داره: يك نيمه پسره، يك نيمه دختره.
| +| نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد 1385 و ساعت 13:4 توسط خودش |
بگم که حاضرم
بگم که حاضرم فداي اون چشات بشم اگه بگم توآسمون عشق من فقط تويي اگه بگم بهونه ي هر نفسم تنها تويي اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت مي کنم اگه بگم زندگيمو بذر بهارت مي کنم اگه بگم ماه مني هر نفس راه مني اگه بگم بال مني لحظه ي پرواز مني ميشي برام خاطره ي قشنگ لحظه ي وصال؟ ميشي برام باغبون ميوه هاي تشنه وکال؟ ميشي برام ماه شباي بي سحر؟ ميشي برام ستاره ي راه سفر؟
| +| نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد 1385 و ساعت 13:3 توسط خودش |
آرزوهایم را ...
آرزوهایم را در کوچه های بی صدای تاریخ می ریزم و نشانی عبورت را تنها از ستاره های آسمانم می خواهم. چرا که بی تو ناتمامم و با تو از همیشه تا همیشه پر از واژه های عشقم
| +| نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد 1385 و ساعت 13:2 توسط خودش |
اسمان
اسمان همچو صفحه ي دل من روشن از جلوه هاي مهتابست امشب از خواب خوش گريزانم كه خيال توخوشتر از خوابست
| +| نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد 1385 و ساعت 13:2 توسط خودش |
خسته وسرگشته وحيران
خسته وسرگشته وحيران مي دوم در راه پرسش هاي بي پايان تيرگي درداست يا شادي؟ جسم زندان است يا صحراي ازادي؟ ظلمت شب چيست؟ عامل روح سياه كيست؟
| +| نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد 1385 و ساعت 13:1 توسط خودش |
مهتاب ياد اورعشق است
مهتاب ياد اورعشق است وتكرارد لداد گي ومهر در پس مهتاب ونمايانگر گرماي زندگي. مهرومهتاب همان گرماي عشق درزندگي است وروايت ان تكراري است از تازگي ها با نيم نگاهي متفاوت
| +| نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد 1385 و ساعت 13:0 توسط خودش |
آروم بگو
فرشتگان از خدا پرسيدن: خدايا تو که بشر رو انقدر دوست داري چرا غم را آفريدي ؟ خدا گفت : غم را به خاطر خودم آفريدم چون اين مخلوقه من تا غمگين نباشه به ياد خالقش نمي افته
| +| نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد 1385 و ساعت 12:19 توسط خودش |
ديگه باورم شده
ديگه باورم شده تنها شدم هيچكي نيست دست توي دستام بذاره ديگه آرزوم اينه ببينمت سر رو شونه هات بذارم دوباره هر شب خوابتو مي بينم اما تو رفتي و برنمي گردي مي دونم خواستي كه فراموشت كنم ولي اينو از دلم نخواه نمي تونم مي دوني تنها شدن حقم نبود مني كه هميشه عاشقت بودم
| +| نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد 1385 و ساعت 12:10 توسط خودش |
لطیفه2.1
شوهري از زنش مي پرسه سه تا حيون وحشي نام ببر كه با خ شروع بشه. زن مي گه خودت - خواهرت- خدابيامرز مادرت
يه مرغ و خروس با هم ميرن مغازه مواد پروتييني. خروسه ميگه ببخشين يك كيلو تخم مرغ بدين. فروشنده بهش ميگه بابا شما ديگه چرا؟ مرغه با خجالت ميگه آخه ما هنوز نامزديم
يه روز يه كرده ميميره ميبرنش جهنم بعد يه هفته مي بينن جهنم خالي شده بعد كه تحقيق ميكنن ميفهمن كه كرده جهنميها رو قاچاقي برده بهشت
اصفهاني ميره مسابقه رالي تو راه مسافر ميزنه
| +| نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد 1385 و ساعت 12:10 توسط خودش |
چاه مکن بهر کسي
چاه مکن بهر کسي ، خسته ميشي....ديگ به ديگ چيزي نمي گه....شلوار مرد که دو تا شد ، حال مي کنه....گر صبر کني ، زير پات علف سبز مي شه....صلاح مملکت خويش ، رئيس جمهور داند.....جوجه رو هروقت بشمري جيک جيک مي کنه.....عيسي به کيش خود ، موسي به بندر عباس....کوه به کوه مي رسه ، ميّت رو زمين نمي مونه....آشپز که دوتا شد هيچ کدوم غذا درست نمي کنن....پاتو از گليمت درازتر نکن ، پات دراز مي شه شلوار به پات کوتاه مي شه
| +| نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد 1385 و ساعت 12:7 توسط خودش |
با مزه
يه حلقه ي طلايي اسمتو روش نوشتم. ميخام بدم پاکش کنن ريدي تو سرنوشتم
عجايب هفتگانه ايران: 1. ترك با فهم 2. رشتيه با غيرت 3. لر با شخصيت 4. اصفهاني ولخرج 5. تهرانيه مرد 6. يزديه با معرفت 7. عرب آبسرد كن
آخه ... گوسفند .يابو . الاغ . بزغاله . خر . گاو . چيتا . گوريل . خرس . کينگ کونگ . کرگدن . گودزيلا سوسک . کنه .پشه ... اين همه حيوون تو دنياست چرا بايد شير سلطان باشه؟؟؟؟
جشنواره فيلم اصفهان 1- دو نفر با يك تخم مرغ ! 2- تا حالا موز خوردي؟ ! 3- 10 نفر زير يك چتر ! 4- من هوشنگ 15 تومان دارم ! 5- ديشب باز هم پيتزا خوردم
اگر يه مرد در ماشين رو براي خانومش باز کنه ميشه 4 تا نتيجه گرفت: .ماشين تازه هست 2.زنش تازه هست 3.طرف زنش نيست 4.مرد گلابي هست
ماه به خورشيد ميگه: اين آدما خيلي بيجنبه هستند، هر شب ميافتند روي هم، ما چيزي نميگيم، سالي يه بار كه ما ميريم روي هم، همه با دوربين و تلسكوپ نگاهمون ميكنند
ديدم پدري كه داشت دختي طناز گفتم به چنين زني مرا هست نياز گفتا ندهم بشوهر او را هرگز گفتم كه ببر بخانه ترشي انداز
از یه جوحه تیغی کوچولو می پرسن ارزوت چیه؟ نگاهی معصومانه می کنه می گه: بغلم می کنی؟
| +| نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد 1385 و ساعت 12:7 توسط خودش |
یک شب نشد بهت بگم
یک شب نشد بهت بگم که من چقدر دوست دارم***** نشد که روز بهت بگم که من فقط تو را دارم روزا با تو بیدار میشم***** شبا با تو به خواب میرم***** دیشب نشد نفهمیدی که به تو دنیا ندارم***** تو همه دنیای منی***** امروزو فردای منی***** دیشب نشد بدونی که من بی تو فردا ندارم*****
| +| نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد 1385 و ساعت 11:12 توسط خودش |
کاش مي شد
کاش مي شد در غروب لحظه ها لحظه ي ديدار را تجديد کرد
امروز روز جهاني بهترين دوست هاي جهانه . اگه من يکي از دوست هاي خوبت هستم اين رو برام بفرست و اين پيغام رو براي همه بفرست ببين چندتاش به خودت برمي گرده ؟ اگه 7 تاش بهت برگشت بدون دوست داشتني هستي
| +| نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد 1385 و ساعت 11:3 توسط خودش |
هر كجا هستم، باشم
هر كجا هستم، باشم به درك! من كه بايد بروم! پنجره، فكر، هوا، عشق، زمين، مال خودت! من نمي دانم نان خشكي چه كم از مجري سيما دارد! تيپ را بايد زد! جور ديگر اما... كار را بايد جست. كار بايد خود پول. كار بايد كم و راحت باشد! فك و فاميل كه هيچ... با همه مردم شهر پي كار بايد رفت! بهترين چيز اتاقي است كه از دسته چك و پول پر است! پول را زير پل و مركز شهر بايد جست! سيد خندان يه نفر! سوئيچم كو؟ چه كسي بود صدا كرد زورو؟
| +| نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد 1385 و ساعت 11:2 توسط خودش |
دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد
دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش M.S.F
| +| نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد 1385 و ساعت 11:1 توسط خودش |
میدونی چقدر سخته
میدونی چقدر سخته دیدن و نگفتن؟میدونی چقدر سخته عشقتو پنهون کنی؟ میدونی چقدر سخته عاشق یکی باشی ولی نتونی ببینیش؟ میدونی چقدر سخته که از معشوقت هیچی جز یک اسم و فامیلی ندونی؟ میدونی چقدر سخته وقتی کنارش احساس ارامش میکنی ولی باید ترکش کنی؟ میدونی؟ نمیدونم که حرفامو درک میکنی یا نه ولی مطمینم اگر عاشق باشی درکشون میکنی ء.ُ.F
| +| نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد 1385 و ساعت 11:0 توسط خودش |
تا حالا کفشهات رو نگاه کردی؟
2 تا عاشق،2 تا همراه، که بی هم ميميرن، با هم خاکی ميشن، بدون هم زير بارون نميرن، کاش آدما هم یکم از کفشاشون ياد بگيرن
| +| نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد 1385 و ساعت 10:59 توسط خودش |