تبليغاتX
کویر دل




دفتري که بسته شد
 دفتري که بسته شد بازش نکنيد دلي که شکسته شد نازش نکنيد ياران شما را به خدا به عشق بي وفايي نکنيد يا اين که وفا کنيد تا آخر عمر يا اين که از اول آشنايي نکنيد

| +| نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور 1385 و ساعت 9:26 توسط خودش |


چهار نفر بودند ...
چهار نفر بودند که اسمشان اين ها بود :‌ _ همه کس ، _ يک کسي ، _ هر کسي ، _ هيچ کس . کار مهمي در پيش داشتند و همه مطمئن بودند که يک کسي اين کار را به انجام مي رساند . هر کسي مي توانست اين کار را بکند ،‌ اما هيچ کس اين کار را نکرد . يک کسي عصباني شد ، چرا که اين کار ، کار همه کس بود ، اما هيچ کس متوجه نبود که همه کس اين کار را نخواهد کرد. سرانجام داستان اين طوري تمام شد که هر کسي يک کسي را سرزنش کرد که چرا هيچ کس کاري را نکرد که همه کس مي توانست انجام دهد

| +| نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور 1385 و ساعت 9:20 توسط خودش |


شايد كه خدا خواست كه...
بي تر از آنم كه بيرنگ بميرم... از شيشه نبودم كه با سنگ بميرم... من آمده بودم كه تا مرز رسيدن... همراه تو فرسنگ به فرسنگ بميرم ...تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبم.... شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميرم

| +| نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور 1385 و ساعت 9:19 توسط خودش |


تو ميروي ...
 تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم ، تعجب نکن که چرا گريه نميکنم ، بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو همين يک لحظه باقي است

| +| نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور 1385 و ساعت 9:18 توسط خودش |


آنقدر با دلم بازي کردي تا از دستت افتاد و شکست
 

زمانه به من آموخت : که دست دادن معنی رفاقت نیست، بوسیدن قول ماندن نیست، و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست]

 


| +| نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور 1385 و ساعت 9:18 توسط خودش |


so ko no mo bo po do zo go ro lo mo no co fo

 اين فقط براي غنچه کردن لبهاي شما ميباشد و هيچ ارزش ديگري ندارد!

 


| +| نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور 1385 و ساعت 9:15 توسط خودش |


دوست ندارم شمع باشم
دوست ندارم شمع باشم دخترا فوتم کنن . دوست ندارم سیگار باشم رفقا دودم کنن

| +| نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور 1385 و ساعت 9:14 توسط خودش |


يه کبوتر هميشه
يه کبوتر هميشه بايد عشق پرواز داشته باشه ، وگرنه اسير ميشه يه قناري بايد به خوش آوازيش ايمان داشته باشه وگرنه ساکت ميشه يه لب هميشه بايد توش خنده باشه وگرنه زود پير ميشه

| +| نوشته شده در چهارشنبه هشتم شهریور 1385 و ساعت 18:0 توسط خودش |


زمانی که در به روی ما بسته می شود،
 زمانی که در به روی ما بسته می شود، درِ دیگری به رویمان گشوده خواهد شد . ولی ما با خیره شدن به در بسته از مشاهده ی در گشوده غافل می شویم. **** مشکلات زمانی بر ما غلبه می کنند که دست از تلاش برداشته باشیم

| +| نوشته شده در چهارشنبه هشتم شهریور 1385 و ساعت 17:59 توسط خودش |


الو سلام منزل خداست؟
اين منم مزاحمي که آشناست هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است ولي هنوز پشت خط در انتظار يک صداست شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است به ما که مي رسد ، حساب بنده هايتان جداست؟ الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد خرابي از دل من است يا که عيب سيم هاست؟ چرا صدايتان نمي رسد کمي بلند تر صداي من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟ اگر اجازه مي دهي برايت درد دل کنم شنيده ام که گريه بر تمام دردها شفاست دل مرا بخوان به سوي خودت

 


| +| نوشته شده در چهارشنبه هشتم شهریور 1385 و ساعت 17:58 توسط خودش |


بلاخره نفهمیدم
وقتي که کودک بودم به من گفتند همه را دوست بدار. حالا که از ميان همه به يک نفر دل بستم? مي گويند فراموشش کن

| +| نوشته شده در شنبه چهارم شهریور 1385 و ساعت 11:29 توسط خودش |


دعای امروزی
خدايا لبنان رابر اسرائيل -اسلام را بر صهيونيسم و نرگس را بر شوكت پيروز گردان

| +| نوشته شده در شنبه چهارم شهریور 1385 و ساعت 11:28 توسط خودش |


دارم از تو می نویسم
 پسربه دخترگفت:دوستم داري؟!اشک ازچشماي دخترجاري شد،مي خواست بره که پسر دستشوگرفت واشکاشوپاک کردوگفت:اگه دوستم نداري اشکال نداره مهم اينه که من دوستت دارم وطاقت ديدن اشکاتوندارم...دخترسرشوپايين انداخت و گفت :ميدوني چيه؟ من دوستت ندارم.من...من بدجوري عاشقت شدم.پسردستاي دخترورها کردوباقيافه اي غمگين ازدخترجداشد.دخترفريادزد:مگه دوستم نداري؟؟! چراداري ميري؟پسرجواب داد: چون دوستت دارم مي خوام تنهات بذارم

| +| نوشته شده در شنبه چهارم شهریور 1385 و ساعت 11:26 توسط خودش |


باز باران با ترانه
باز باران با ترانه***باز باران بي ترانه***گريه هايم عاشقانه***مي خورد بر سقف قلبم***ياد ايام تورو داشتن***مي زند سيلي به صورت***باورت شايد نباشد***مرده است قلبم ز دستت***فكر آنكه با تو بودم***با تو بودم شاد بودم***توي دشت آن نگاهت***گم شدم در خاطراتت

| +| نوشته شده در شنبه چهارم شهریور 1385 و ساعت 11:24 توسط خودش |


نصیحت
سازنده ترین کلمه گذشت است ..............................آن راتمرین کن .

پرمعنی ترین کلمه ما است .......................................آن رابه کارببر.

 عمیق ترین کلمه عشق است ......................................آن راارج بنه .

بی رحم ترین کلمه تنفر است .......................................ازبین ببرش.

 سرکش ترین کلمه هوس است ..................................باآن بازی نکن .

خودخواهانه ترین کلمه من است ...................................ازآن حذرکن .

 ناپایدارترین کلمه خشم است ...........................................آن رافروبر .


| +| نوشته شده در شنبه چهارم شهریور 1385 و ساعت 11:21 توسط خودش |