تبليغاتX
کویر دل




اگه شب خوابت نبرد
اگه شب خوابت نبرد به آسمون نگاه کن.ستاره هارو بشمار کم اومد!برو قطرات بارون رو بشار.کم اومد! به عشق من فکر کن چون براي تو هرگز کم نمي ياد

| +| نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386 و ساعت 0:29 توسط خودش |


مي دونستي...
مي دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي

| +| نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386 و ساعت 0:29 توسط خودش |


معلم گفت....گفتم...
معلم گفت{الف}گفتم او.معلم گفت{ب}گفتم با او.معلم گفت{پ}گفتم پیش او.معلم گفت{ج}خواستم بگویم جدایی گفت نگو

 


| +| نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386 و ساعت 0:28 توسط خودش |


چه قدر سخته
چه قدر سخته تمام روز رو منتظر شب باشي كه دوباره زل بزني به صفحه سرد مونيتور و فقط نگاهت به ايدي يه نفر باشه و همش دعا كني كه روشن باشه با اينكه از قبل ميدوني امشبم مثل تموم شبهاي گذشته فقط بايد چشمهاي خواب رفته ادمك ايديشو ببيني و درد دودلاتو براش اف بذاري به اين اميد كه شايد اومدو خوند و جوابتو داد جوابهايي كه مثل هميشه حرف تازه اي توش نيست انگار كه هيچوقت نميخواد باور بكنه كه : دوستش داري

| +| نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386 و ساعت 0:27 توسط خودش |


باز باران بي ترانه
باز باران بي ترانه***گريه هايم عاشقانه***مي خورد بر سقف قلبم***ياد ايام تو داشتن***مي زند سيلي به صورت***باورت شايد نباشد***مرده است قلبم ز دستت***فكر آنكه با تو بودم***با تو بودم شاد بودم***توي دشت آن نگاهت***گم شدن در خاطراتت

| +| نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386 و ساعت 0:29 توسط خودش |


نميخوام...
جز تو از هيچ کسي پي ام نميخوام! بي تو من ياهو مسنجر نميخوام! تو که نيستي سيستممو نميخوام! يکي پرسيد اگه آي دي ات هک بشه؟ حتي اين خيال زشتو نميخوام! من تو را ميخوام ...تو را ميخوام اونا را نميخوام...

| +| نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386 و ساعت 0:28 توسط خودش |


سه جمله ي زيبا ...
 1) اگر اولش به فکر آخرش نباشي آخرش به فکر اولش مي افتي .

2) لذتي که در فراغ هست در وصال نيست چون در فراغ شوق وصال هست و در وصال بيم فراغ .

 3) آغاز کسي باش که پايان تو باشد .


| +| نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386 و ساعت 0:28 توسط خودش |


ميازار موري ...
ميازار موري که دانه کش است که جان دارد و جانم به قربانت ولي حالا چرا عاقل کند کاري که باز آيد به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزي ز سر سنگ عقابي به هوا خواستن توانستن است

| +| نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386 و ساعت 0:20 توسط خودش |


اموزش پرورش كشور اعلام كرد...
معلماني كه مثل شمع ميسوزن تا اخر امسال گاز سوز ميشوند

| +| نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386 و ساعت 0:20 توسط خودش |


دقت کردي
دقت کردي که قشنگترين و عزيز ترين چيزاي دنيا هميشه يکين ؟ ماه يکيه ... خورشيد يکيه ... زمين يکيه ... خدا يکيه ... مادر يکيه ... پدر يکيه ... منم يکي هستم

| +| نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386 و ساعت 0:19 توسط خودش |


آرزوهاي رنگارنگ

آرزوي جوجه تيغي: بغلش کنن.

 آرزوي پاندا: عکس رنگي بندازه.

 آرزوي گوسفند: رو صندلي جلو وانت بشينه.

 آرزوي خر: نمي گم داغ دلت تازه نشه

 

 


| +| نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386 و ساعت 0:4 توسط خودش |


اگر آسمون بيفته...

اگر آسمون بيفته. اگر زمين بلرزه. اگر خورشيد سياه شه. اگر ماه به دو نيم شه. اگر دريا صحرا شه. . . . . . . . بدبخت داره قيامت ميشه. نشستي وبلاگ ميخوني

 

 


| +| نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386 و ساعت 0:4 توسط خودش |


ديشب تو فكرت بودم
ديشب تو فكرت بودم كه يه قطره اشك از چشمام جاري شد........ از اشك پرسيدم چرا اومدي؟؟ گفت آخه تو چشمات كسي هست كه ديگه اونجا جاي من نيست

| +| نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386 و ساعت 0:3 توسط خودش |


کاشکي...

کاشکي ما هم يه حوض نقاشي داشتيم مي شد رو کاشياش وايسي بعد هر چي آرزو تو دلت داشتي مي گفتي بعد مي رفتي تو حوض ووو ! مي رسيدي به آرزوهات


| +| نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386 و ساعت 0:2 توسط خودش |


قانون عشق

: يك پسر با يك نگاه از يك دختر خوشش مياد ...

 و عشق از طرف اون شروع ميشه ...

تا جايي كه زندگيش رو پاي عشقش ميذاره ... اما دختر باور نميكنه ...

 چون يك چيزهايي ديده و شنديده ...

تا دختر مياد پسر رو باور كنه ، پسر دلسرد و خسته ميشه ...

 ميره با يكي ديگه ... بعد كه دختر تازه تونسته پسر رو باور كنه ميره طرفش ...

 اما پسر رو با يكي ديگه ميبينه ... اينجاست كه ميگه: حدسم درست بود

 


| +| نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386 و ساعت 0:2 توسط خودش |


لطیفه

کرده راديولوژيست ميشه به مريض ميگه: تو عکستون يک شکستگي تو دنده راست سينتون ديدم، با فتوشاپ درستش کردم

 


| +| نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386 و ساعت 0:1 توسط خودش |


لطیفه

يه معتاد 2 تا سيگار تو دهنش گرفته بود داشت مي كشيد ازش ميپرسن چرا 2 تا سيگار مي كشي ميگه يكي واسه خودم يكي هم از طرف دوستم كه زندونه بعد از يه مدتي ميبينن همون معتاد يه دونه سيگار ميكشه بهش ميگن حتمادوستت از زندان ازاد شده ميگه نه خودم ترك كردم


| +| نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386 و ساعت 0:0 توسط خودش |


اینم یه لطیفه برا فارسا
فارسه توي اتوبوس پر جمعيت پيله كرده بود به راننده و در گوش راننده حرف مي زد. راننده مرتب بهش مي گفت: برو بشين سر جات. اخرش مسافرها به راننده مي گن: اقاي راننده به حرفش گوش كن شايد كاري داره. راننده مي گه: نه بابا اومده به من مي گه: چپ كن يه كم بخنديم

| +| نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386 و ساعت 0:0 توسط خودش |